بای بای پوشک
اصلاً فکر نمیکردم از پوشک گرفتن دخترگلم به این خوبی و راحتی پیش بره. راستش به خاطر نگرانی از مشکلات و مسائلی که ممکن بود برام پیش بیاد، انقدر مقاله خونده بودم و از دوستانم سوال پرسیده بودم که همین باعث شد از نظر خودم کمی دیرتر از پوشک گرفتن آروشای گلم رو شروع کنم یعنی در 2 سال و 2 ماهگی دخترکم. ولی از روز دوم، آروشای عزیزم درست مثل بچه هایی که چندین ماه آموزش دیدن رفتار کرد و خیال ما و خودش رو راحت کرد.
البته شاید آموزش های قبل از شروع هم بی تاثیر نبود ولی به هرحال هر چی که بود من خیلی راضی هستم و امیدوارم مامان های گل دیگه هم بتونن تک تک مراحل رشد دلبندهاشون رو به خوبی و خوشی پشت سر بزارن.
روند صحبت کردن آروشا به خوبی پیش میره و کلمات رو خیلی خوب و شمرده بیان میکنه. من عاشق قصه تعریف کردنشم. گاهی از کلماتی استفاده میکنه که همه ما رو متعجب میکنه.
شیرینی های دخترکم
داریم با هم بازی میکنیم، به من میگه: اگر دختر خوبی باشی بهت کافی (تافی) میدم. باشه، دختر خوبی باشیاااا. میگم: چشم قربون حرف زدنت برم من. 
بابای آروشا رفته بودن بخوابن، به باباش میگه: برم به مامان یه چیزی بگم بیام خوب. اومده به من میگه من خیلی دوست دارم. فدای تو و اون دل مهربونت. منکه عاشق توام. 
داریم با همدیگه بازی میکنیم، بازوم رو میگیره و محکم فشار میده. بهش میگم: من اینکارو دوست ندارم این کارو نکن دردم میگیره. میگه: باشه، باشه. دوباره همون کار رو تکرار میکنه. بهش میگم من بازی نمیکنم. شما حرف من رو گوش نمیدی. میگه: وای مامان داره میره بیچاره شدم !!!




بای بای پوشک 


